سخت ترین حالت وقتی دپرسم موقعیه که از خواب بیدار میشم و شب موقع خوابیدن. اما صبحا از همه سخت تره نایی واسه بیدار شدن و گذران روزی دوباره وجود نداره. امیدی نیست تا زندگی دوباره شکل بگیره. در نتیجه باید شب موقع خواب امید و انگیزه ای واسه صبح فردا بنوسیم از این به بعد این کارو میکنم تا صبحا خوب بیدار شم. امروز صبح با بی انگیزگی تمام بیدار شدم دوست داشتم گریه کنم. اما بیدار شدم چون باید غذا درست میکردم. چون وظیظم بود همین. ما زنا وقتی دپرسیم حتی نمیتونیم کفه ی مرگمونو بذاریم. باید خونه رو درست کنیم غذا درست کنیم. امروزم همین طور گذشت. غذا درست کردم جارو زدم و ظرفا رو شستم و ... و هیشکی تشکرم نکرد و طلب کار بودن! همین زندگی یعنی همین. وقتی دپرسم سرم رو کج میکنم نزدیک شونم این پوزیشنم هست اینو فهمیدم و درک کردم الان جالبه اما نایی نیست تغییر حالت بدم و بعد چند لحظه یه آهی میکشم نمیدونم شاید یکی اینو بخونه فکر کنه چند سالمه. میگن سنم زیاد نشون نمیده. اما خسته ام خسته . خسته تر از هر خسته ای. خدایا فقط خودت به من خسته انرژی بده امید بده فقط خودت