سلام خدا جون

هی

هی

هی

گردنم کج بود راستش کردم

پشتم خم شده بود راستش کردم

نفس عمیق کشیدم

انرژی مثبت منتق کردم

این روز ها نیز بگذرد.

یعنی خودت کمک مکن که بگذرد

این روزا بهم نشون داد انتظار کشیدن و زندگی نکردن چقدر سخت بود.

درد کشیدن برای کسی که ارزشش رو نداشت.

اما خب گذشت.

ممنون که بهم فرصت دادی تا بقیه عمرمو تلف نکنم به پای کسی که ارزشش رو نداشت.

کسی که فقط پول براش مهم بود

خب گذشت.

 

اثرش تو ...

سلام وجی

آخر عاقبت گریه کردن واسه غیر نامربوطو میبینی. یه درسو افتادم. همون روز نحس تو زندگیم. همون روزی که همش گریه کردم و اون با خیال راحت گفت زیاد سخت نگیر. مسئله ی مهمی نیفتاده. فقط اینطوری پیش اومد دیگه. همون روزی که بهم فهموند واسه احساساتم یه سر سوزن ارزش قائل نیست. خب دیگه رفت. یادگارشم افتادن از این درسم بود. اون روز درس و امتحان بی معنی بود واسم. وقتی نبود تلاش کرده بودم و واسه کنکور خونده بودم. در واقع وقتی بود هیچی بدست نیاوردم. همه داشته هامو از دست دادم. درسای دانشگاه خراب. انگیزه ای واسه استخدامی خوندنم نبود. مربیگری رو ول کردم. از مذهب بیزار شدم. از هر چه غیر نامربوط بیزار شدم. اما خدایا طاقت ندارم. این روزا باز دارم اشتباه میکنم. میخواستم سریع یکی رو جایگزین کنم. یعنی محبت یه نفر دیگه جذبم میکنه. اما خب وابستگیم رو چطور درمان کنم. چطور خلاص میشم من. خدایا بهم نیرو بده.

سلام وجی.

دلم گرفته. ارشدم تموم شد. باز یه مرحله طی شد. باز یه سری وابستگی ها و باز موعد جدایی رسیده. کلی طول کشید که تا بهشون عادت کردم. حالا که عادت کردم باید دل بکنم. تازه کلاسا واسم شیرین شده بود. امروز آخرین امتحانمم تموم شد. این روزا کلی انتظار میکشیدم که امتحانام تموم شه. حالا که تموم شده دلم تنگ شده و میگم چرا تموم شده.

وابستگیم به غیر نامربوطم دیگه کم کم قطع میکنم. امروز آخرین چیزی که ازش داشتم گذاشتم دم در. چه کلاسور. البته یادگاری از زحمتم بود اما بیشتر یادآور اون بود برام واسه همین انداختمش دور. دیروز چند تا عکس از خودم که اونو به یادم میاور رو پاک کردم. خدا جون کمکم کن که کلا از یادم بره. دیگه خاطرات خوشش از ذهنم رفته. گاهی اوقات که میخوام اه بکشم و بگم چه نامرد بود اما بعد میگم خب نه آخر این قضیه معلوم بود. خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج.

آره اون این یه مدت فکر میکرد داره بهم کمک میکنه. با اینکه اوایل من میخواستم بهش کمک کنم اما آخرش خودم دچار شده بودم پشت خمیده اون راست شده بود و من خم شده بودم. چهره خندان من غمگین شده بود. آخر عاقبت این رابطه جز این نمیشد که بشه. تموم شد. به خودم قول دادم که حتی تو قیامتم حسابم باهاش نباشه. یعنی بدیاشو به بدیای خودم ببخشم و خوبیایی که فکر میکنم در حقش کردم با خوبیاش در کنم. اگه فکر میکنم ضرر کردمم دیگه گذشته. درسی میشه برام تا همون موقع به فکر باشم. بیشتر از همه از خدا جفت حقیقی خودمو میخوام. دیگه نمیخوام وارد رابطه های کذایی و پوشالی و خیالی و توهمی شم. دیگه طاقت رنج و درد کشیدن رو ندارم. میخوام شادیم بهم برگرده. من از خدا استامت میخوام. هدف و انگیزه میخوام.

خدا جون خودت کمکم کن و به دادم برس. تو تنها درمان دردای منی. اگه بعضی وقتا برای دردام دنبال مامنی جز تو میگردم بهم بگو که این راهش نیست.

خدا جون مچکرم

سلام وجی وای خیلی خوشحالم. خیلی خیلی خوشحال. احساس میکنم عزت نفسم رو دوباره بدست آوردم. دیروز مثل دیوونه ها بودم. یه دیوونه به تمام معنا پریشب نخوابیدم. مثل دیوونه ها فقط گریه میکردم. نمیتونستم دووم بیارم هی جیغ زدم فریاد زدم. به خدا گفتم کمکم کن. گفتم درد دارم اه دارم. مسیر دانشگاه رو رفتم و برگشتم!! با دوستام حرف زدم. باز با غیر نامربوط حرف زدم. بهش گفتم نرو نمیتونم تحمل کنم. گفت نه ماه تحمل کردی نه ماه رفتی باز میتونی. باز میخواستم التماس کنم. اما نکردم. گریه کردم و گریه. اه کشیدم و آه. از خدا خواستم نفسم رو قطع کنه گفتم کمکم کن یا بکش منو گفتم نمیتونم. زندگی معنا نداره!!!!!! برای اخرین بار خواستم با غیر نامربوط حرف بزنم تا بعدها پشیمون نشم. اما خوب شد حرف زدم چون ازش بدم اومد. چون فهمیدم چون شناختمش. چون دیگه واسم همه چی تموم شد. فهمیدم که من چی بودم براش. اما مهم نیست. یعنی حتی دیگه برام ارزش آه کشیدن رو هم نداره. حتی ارزش نداره یه لحظه بهش فکر کنم. دیگه جایی تو ذهنم نداره. دیگه پاکش کردم. پاک پاک!!!!! دیشب فهمیدم میتونم خوشبخت بشم. رفته بودم تو یه جهنم تو یه زندان و فکر میکردم تا آخر عمر مجبورم تو این زندان بمونم. فکر میکردم بخاطر گناه نخستین مجبورم تمام عمر این عذابو تحمل کردم. فکر میکردم نمیتونم کس دیگه ای رو قبول کنم. اما حالا این فکرو نمیکنم. میتونم خوشبخت بشم. میتونم زندگی کنم. میتونم نفس بکشم. زندگی واسم شیرین شده. مثل قبل هوای آزادو نفس میکشم. استشمامش میکنم. دیگه میتونم منم انتخاب کنم. منم به گزینه هام فکر کنم. آزادانه بدون گناه. بدون عذاب وجدان...

من آزادم. مثل یه زندانی میمونم که تازه از قفس آزاد شده تا قبل فقط محیط زندان رو میدیدم. فقط همونجا تو تصورم بود. اما حالا نه. حالا دیدم تغییر کرده به زندگی. زندگی خیلی شیرینه!!!! خیلی خیلی شیرین.

من نفس میکشم باز. من هستم باز. من متولد شدم بازم. جوونیم بهم برکشه. اعتماد بنفسم برگشته. خدا نتیجه رو بهم نشون داد. خدا جون دوست دارم. مصلحتت رو دوست دارم. هر چند اولش از سر لج میگفتم نمیخوام مصلحتتو مصلحتت سخته. تلخه اما نه شیرینه. حالا که مزه مزش کردم خیلی شیرینه. ممنون ازت

فال امروز

موندم دوازده بشه و فال امروزمم بیاد این فال اومد

درست است كه یكبار این راه را امتحان كرده و در آن شكست خوردی. اما این دلیلی نمی شود كه نتوانی در آینده پیروز گردی. باید علل شكست خود را فهمیده و آنها را برطرف كنی. تو قطعا موفق خواهی شد.

آره درست میگه نباید فکر کنم همه مثل همن این یه نویده واسم. نباید راه شیطان رو ایندفعه برم. منم میتونم خوشبخت شم. منم میتونم خدا رو داشته باشم و یه شریک زمینی. به شرط اینکه دیگه اشتباهای قبل رو نکنم. من میتونم. دیگه نباید اشتباهاتو تکرار کنم. باید اشتباهاتمو بنویسم.

من در مسیر غلط رفتم.

من چهره ای از خودم نشون دادم که نبود

من ادا در آوردم

من مخفی کردم

من توهم زدم

من نخواستم واقعیتو ببینم

من طول دادم مسیرووو

من نخواستم باور کنم

میخواستم کش بدم که اون بخواد

اما با این طول دادن فقط خودمو اذیت کردم.

باید قانونا رو یاد بگیرم.

 

خدایا فقط یه خواهش کوچولو. میخوام خاطره هاهم جمع شه. حالا که میخواد بره. حالا که میخوام دلمو از کینه خالی کنم. حالا که همه چی تموم شده. تو پاک کن ذهنمو. تو خاطره هامو پاک کن. تو این فیلم رو دیلیت کن. طوری که دیگه بازیافتش نکنم. طوری که دیگه نیاد سراغم. هیچ وقت. خدا جون میدونم که میتونی. تو که قادری. من میخوام فراموش کنم. باور کن اگه بخشیدی اگه میخوای خلاص شم پاک کن ذهنمو. خاطره های خوبو بدشو. نه میخوام ازش متنفر باشم و نفرینش کنم و نه اینکه عشق و دوست داشتنی ازش تو قلبم باشه همش پاک شه. همش!!!!! من زخمای تنمو فراموش میکنم خدا همشو فراموش میکنم. میذارم به پای گناهای خودم. من ازت کمک میخوام. آخه باز منتظر اونم که کمکم کنه. آخه تو رو نمیبینم. نداتو نمیشنوم. میشه بهم نشون بدی که هستی. میشه خدا....

چرا هی منتظرم که اون بغلم بکنه بگه نرفتم شوخی کردم...

بگه این مدت به فکرت بودم. نگه گوه خوردم ولم کن.

خدا جون وقتی گفت دلم ریخت!!!!! هر چند انتظاری جز این نمیرفت. اما میخوام که کمکم کنی. میخوام برممممممممم

میخوام کمکم کنی تو این رفتن

تو این برنگشتن

تو این دلتنگ نشدن

تو این حسرت نخوردن

دارم میمیرم

یعنی ای کاش میشد که میمردم.

ای کاش رنج و غمام تموم میشد

ای کاش.....

خدا جون کمکم کن

اینو ازت میخوام

با درد ازت میخوام

گوشت با منه دیگه

.

فال من

آهنگ گوش کردم اما آهنگ مدیتیشن هم دیگه آرومم میکنه فقط صحنه ها، حرف ها، حرکتها، گذشته یادم میاد. فقط گریم میگیره. خدایا صبرم رو زیاد کن. میخوام بگذره میخوام فراموش کنم. میخوام آرومم کنی. میخوام نوازشم کنی. میشه!!!!!!!!!! احتیاج دارم بهت خدا!!!!!!!! میشه؟!!!!!

 

باز رفتم فال گرفتم

از همون مکانی که یه روز با فال گریفتارم کرد. غیر نامربوطی که وقتی فالم نوید عشق بهم داد گفت من میشم اون ادمی که میخواد غیر نامربوطی که ادا در آورد واسم بصورت نمادین میخواست دردامو کم کنه.

فال امروزم اینه

مرحله ای را كه از آن عبور كردی بسیار دشوار بود اما تو به هر حال آن را پشت سر گذاشتی در پی این مرحله دوران خوشی فرا خواهد رسید كه تو حاصل رنج ها و كوشش های خود را خواهی دید.

میخوام گذر کنم. نمیدونم چرا وقتی از اینجا فال میکرد همون حالت درونیمو توصیف میکنه. میخوام گذر کنم واقعا میخوام دوران خوشیم برسه. میخوام این رنجام تموم شه. این بهترین خبره واسم. خدایا تو هم بهم کمک کن.

باز طاقتم تموم شد. باز اومدم اینها

اما دارم موسیقی گوش میدم فکر کنم بهتر باشه

تو تاریکی گوش میدم

احساس میکنم نمیتونم به این وابستگی خاتمه بدم. وقتی ازش متنفر میشم اذیت میشم و وقتی براش دعا میکنم میبینم دوسش دارم و بی اون نمیتونم. اما برا خوشبخت شدم هر دو مون این جدایی نیازه. خدایا کمکم کن ازت خواهش میکنم.

نهایت رد پای شیطان

سلام وجی

امشب به هدف رسیدم امشب همه چی برام روشن تر شد. امشب باز تونستم با غیر نامربوط حرف بزنم اما با پیام. چون دیگه شنیدن صداش تموم شد. مدتهاست که سعی میکنم فاصله ها بیشتر شه تا تکلیفمو بدونم و با این فاصله ها بالاخره بهم گفت که خیلی وقته فراموشم کرده. خیلی وقته رفته پیش خداش. خیلی وقته تنهاییاش رو با خدا پر کرده. خیلی وقته توبش قبول شده. دلم گرفت که من هم رفتم پیش خدا اما میخواستم اونم داشته باشم. دلم گرفت از خودم.

از این عهدای ۴۰ روزه یه ماهه، دوماهه خودم. اما خب نتیجش خوب بود. امشب غیر نامربوط رو با خوبی ها و بدیاش فراموش میکنم. نفرینش نمیکنم. کینه ای هم ازش به دل نمیگیرم. دعاشم نمیکنم. چون با وجود خدا به دعای من نیازی نداره. فقط فراموشش میکنم. تو جاده ی تنهایی سرنوشت وصلمون کرده بود بهم. اما نتیجه این طور شد که خدا به هر دو مون فهمون یار تنهاییامون فقط و فقط خودشه. نباید تکیه کنیم به غیر. نباید پشت کنیم به خدا. نباید یار شیطان شیم. چون شیطان وقتی ما رو تو چاله ای که با دنبال کردن ردپاش افتادیم توش قهقهه سر میده. این یه مدت که با یغر نامربوط بودم قهقهه هاش بدجوری اذیتم میکرد هر بار که با غیر نامربوط بودم هر بار که باهاش حرف میزدم هر بار که عهدام رو میشکستم میدیم که برام میخنده. تاریکیش رو میدیم. نمیخوام هیچ وقت دیگه ردشو دنبال کنم. میخوام همیشه پیش خدام بمونم. میخوام سفت سفت خدای خودمو بغل کنم. میخوام خدا محبتشو بهم بده. میخوام تنهاییامو پر کنه. میخوام دیگه با خدام تنها نباشم. میخوام اراده ی از دست دادمو باز بهم برگردونه. میخوام دل سفیدمو باز بهم بده. امشب میخوام دلمو از هر چی کینه ی غیره پاک کنم. نمیخوام از هیچ کی کینه ای داشته باشم. نمیخوام خودمو عذاب بدم و عمرمو تباه کنم. میخوام از فرصت باقی مونده زندگیم استفاده کنم.

غیر نامربوط گفت ببخش و برو......

همیشه میگفت ببخش اما میخواستم بشنوم که بگه برو. نمیرفتم چون میخواستم با بودنش عذابمو کم تر کنم. اما شاید با رفتنم و با رفتنش دیگه اثری از این عذاب نباشه. شاید هر دو فراموش کنیم این کجی راهو. این گم شدنمونو. و از این پس فقط فکر کنیم به پروار شدن خودمون.

خدا جون امشب باز واست گریه کنم. باز نیازمندیم رو بهم ثابت کردی. باز زمین خوردنمو دیدی

باز واست سجده کردم. باز اعتراف کردم که هیچم باز ازت کمک خواستم. باز گفتم که راهو کج رفتم. باز خواستم منو ببخشی. باز خواستم کمکم کنی. خدایا اگه میخوای منو خیلی منتظر بذاری. صبر بده بهم. خدایا همت بده بهم اراده بده بهم. قوی کن منو. میخوام صاف راه برم. میخوام محکم باشم میخوام فکر کنم تو پشتمی. میخوام باز دوسم داشته باشی. وقتی از یه نفر کینه به دل میگیرم فکر میکنم که تو رو ندارم. برای اینکه تو رو داشته باشم همه کینه ها رو سعی میکنم از بین ببرم. بنده های خودتن همه با خوبیا و بدیاشون تو باید همه رو ببخشی. من کیم! یه بنده نیازمند تر! یه بنده گناهکارتر از بقیه! خدا جون فهمیدم که اشتباه کردم. یعنی فهموندی بهم. ممنون که بهم تلنگر میزنی. میدونم اگه ته این داستان رسیدن بود هیچ وقت از کارم پشیمون نمیشدم. خوشحال بودم از اینکه رد شیطان رو دنبال کردم و بعد اومدم سمتت. اما حالا میدونم نباید از اول رد شیطانو دنبال کنم. از اول اول باید هشدارا و تلنگراتو ببینم. باید کج شدن پامو ببینم. چون دوستم داری بهم نشون میدی. اما من میخواستم چشامو ببندم. فهمیدم اشتباه کردم.

میخوام فقط فقط به تو امید داشته باشم. فقط فقط از تو کمک بخوام. فقط فقط تو باشی. زیر بال تو باشم. واسه تو سجده کنم. فقط فقط تووووووووووووو

خیلی دوستت دارم خدای من.

بلاتکلیف

سلام وجی

کامپیوترو که روشن میکنم دلم میخوام بیام و بهت یه سلامی بگم. این روزای سختم بگذره!!!!!

هر چند فکر کنم تا وقتی باور غلطم باشه باهام روزامم سخت میگذره. باید از زمان حالم استفاده کنم. اما من همیشه روزای آینده رو میبینم و دلخوش به روزاییم که نیومده. اما با حال باید آینده رو بسازم. واسه همین موقعیتایی که خدا در اختیارم میده استفاده نمیکنم. ای. ارادمم ضعیف شده. نمیدونم باید چیکار کنم. وجی جون ارادمو بهم بده. راهشو بهم نشون بده. خب من میرم دیگه درس بخونم. البته شاید خوابیدم. خواب دنیای بی خیالیه!!!!!!!!!!! اگه میخوابیدم و بیدار میشدم خیلی خوب میشد. اما خب با این بار گناه و فرصتایی که سوزوندم چطور بمیرم!!!!!!!!! حتی نمیتونم دعا کنم که بمیرم!!!!!!! تو یه بلاتکلیفی اسیرم!

خدای من

صبح که بیدار شدم خیلی اعصابم خورد و بی حوصله بودم یه دفعه ای به ذهنم رسید برم وضو بگیرم. رفتم و وضو گرفتم خیلی با نشاط شدم. میخوام یه مدت دائم الوضو باشم فکر کنم واسه روحیم خوب باشه. خدایا شکرت که همیشه هستی. که همیشه بهم امید و انگیزه مدی. که همیشه واسم دری رو باز میکنی. وقتی فکر میکنم همه درا بسته است ناگهان یکی دیگه رو واسم باز میکنی. میدونم که اینطوری خیلی به صلاحمه. صلاح کار خویش خسروان دانند. میخوام خوب باشم. میخوام با تو خوب باشم. فقط به تو امید داشته باشم. میدونم هر وقت که به غیر تو امید و دل بستم بدجوری زمین خوردم. اما تو باز بلندم کردی.ممنون ازت که همش و همه جا هستی. خیلی دوست دارم. میرم نماز بخونم و باهات حرف بزنم خدای مهربون و تک و تکدونه خودم

سلام وجی دلم خیلی گرفته باز

اعصابم خورده

دلم نمیخواد غیر نامربوط خوشبخت شه. از این که استفادشو کرده و حالا تو یه موقعیت خوب میخواد ادامه زندگیشو بده حالم بد میشه. حالم بد میشه که خیلی ............. اعصابم خورده. با اینکه هی باخودم کلنجار میرم که خیلی خوب شد که رفت و آدما به هر لیاقتشو دارن میرسن. اما باز میگم یعنی این عدالته که اون کارشو پیدا کنه زندگی آیندشو و عشق و حالشو بکنه و .........

از یه طرفم به خودم دلداری میدم که دنیا همینطور نمیمونه. اگرم میموند من نمیتونستم باهاش خوشبخت شم این بلاتکلیفی و این توهم زدگیم همچنان باهام میموند. اما از این به بعد تکلیفم روشنه. میدونم که دیگه نیست. میدونم که دیگه مرده. دیگه یاد خوشی ازش تو قلبم نیست. فقط یه نفرت هست یه کینه ی بزرگ هست از یه ادم موقعیت طلب و حسابگر. از یه آدم مسخره که احساسمو به بازی گرفت. از یه آدمی که ارزششو نداشت و نقطه ضعفامو بهش نشون دادم. از یه آدمی که واسه خودم بت خوبی ساخته بودم از یه آدمی که یه سر سوزن ارزش محبت منو نداشت ارزش نداشت حتی یه لحظه حتی یه ثانیه باهاش هم کلام بشم بهش فکر کنم اما من خیلی فراتر رفتم! نمیدونم چرا تا این حد یه ادمو تو توهماتم شبیه خودم میدیدم. روزی هزار بار میگم خدایا شکر اما باز آه میکشم. باز درد میکشم که چرا عمرمو به باد دادم واسه یه ادم هیچ. دلم نمیخواد هیچ وقت خوشبخت بشه. از اینکه فکر میکنم شاده اعصابم خورد میشه. از اینکه فکر میکنم با یکی دیگست و اون آدم فکر کنه که چقدر خوبه اعصابم خورد میشه. خدایا بهم صبر بده. بهم طاقت بده بهم امید و انگیزه بده تا ادمه بدم تا نفس بکشم تا زندگی کنم. تا شاد باشم. من به امید تو زنده ام. امشب شب ولایت امام زمانه. امام من. روز تولد تو اتفاق بدی واسم افتاد هر چند وقتی تو اون لحظه بودم خیلی احساس خوبی داشتم با گناه احساس میکردم داری بهم عیدی میدی. دریغ از اینکه شیطان داشت واسم جشن میگرفت. از اون لحظه زندگی واسم شده جهنم. هدفمو گم کردم انگیزمو از دست دادم. هر روز یه انگیزه جدید واسه گذران زندگی میسازم و مدتی زیاد دووم نمیاره.

میخوام باز زندگی کنم. امام من این تنها خواستمه ازت. تو راه خودت

خدای مهربون خودم

سلام وجی جون باز یکم کوچولو دلم گرفت. البته این حالتم اکثر موقعا هست. ربطی به غیر نامربوطم نداره. اون موقع که بود گاهی اوقات برای فرار از این حالت پناه میبردم بهش و از چاله به چاه افتادن بود. بهتره آدم هیچ وقت این راه حل و انتخاب نکنه چون یه عمر پشیمونی به بار میاره واسه ادم. حالا هم میخوام صبر کنم و خودمو تقویت کنم. خدا جون کمکم کن که این روزا بگذره. خوبه خوب بگذره. خیلی دوست دارم. تو خوبی و من خیلی اوقات غافل

 تو خودت از درونم خبر داری میدونی چه ادمی هستم. حتی اگه خودمو به موش مردگی بزنم تو از ظاهر و باطنمون خبر داری. کمکم کن خدا جون خیلی وقته اینو ازت میخوام. خیلی وقته دارم درد میکشم. میدونم که صدامو میشنوی. یادته یه روز یه ساعتی داشتم صدات میکردم بعد گفتم خدایا اصلا نیستی اصلا صدامو نمیشنوی اگه صدامو میشنوی اگه هستی همین الان باید غیر نامربوط باید زنگ بزنه. اون روزا روزای سختی بود داشتم تموم میکردم همه چی رو. اما وقتی همون موقع که صدات کردمو و تو با زنگ زدنش جوابمو دادی. ذوق کردم که هستی که صدامو میشنوی و اون وقت باز همه چی رو شروع کردم. اما خب تو بهم نشون دادی که میتونی همه کار بکنی اما گاهی اوقات چون مصلحت نیست نمیکنی اون کارو اون روزم مصلحت نبود اما من لج کرده بودم میخواستم تو رو زیر سوال ببرم و تو بهم خیلی خوب نشون دادی که هستی. خدا جون با تمام وجود دوستت دارم تو تنها داشتمی. غیر نامربوط هم همینو گفت. گفت که تو تنها داشتشی.

آره تو داشته همه ادمایی. اما گاهی اوقات نمیشناسمیت. درکت نمیکنیم. قدرت رو نمیدونیم. میخوام که لذت با تو بودن رو تو ادامه زندگیم درک کنم. خدا جون این لذت رو ازم نگیر. دوستت دارم با تمام وجود.

میرم دوش بگیرم و آب توبه و طلب عفوی دوباره

خدا جون لطفا منو با آغوش باز پذیرا باش.

مثل همیشه.

سلام وجی

خب روزا داره میگذره. با اینکه انتظاری که میخواستم و منتظرش بودم رسیده و نتیجش رو دیدم. اما ته خطم نیست. زندگی هنوز جریان داره و من در انتظار آینده ی بهتری هستم. اون انتظاری که دوسش داشتم تلخ بود برام اما نمیتونستم از وابستگیش در بیام. اما بدون اون شادترم و از غم اشتباهات تلخ گذشته رها. خیلی خوبه که بتونم این روزا رو بگذرونم. با اینکه یکم ته ته دلم غمگینم. اما این غم نباید اینقدر طول بکشه. باید این بحران دو ساله رو تموم کنم. نباید هی اشتباهات گذشته رو مرور کنم و هی فیلمش رو دوباره نگاه کنم. به درسای زندگی فکر کنم

گور غیر

سلام وجی جون

خیلی خدا رو شکر میکنم

که داستان داره اینطوری ختم به خیر میشه

یعنی غیر نامربوط بره و گورشو گم کنه. سرنوشتش واسم مهم نباشه. اصلا کسی نبود که واسم مهم باشه. من از اولم دوسش نداشتم. فقط میخواستم که ناکامیام رو درمان کنم. و اون رو وابسته کنم چون ناکامیم زیاد شده بود. حالا که تموم شد خیلی بهتر شد

چون نمیشد که تا تقی به توقی میخورد هی بگم لعنت به خودم و تو و روز آشنایی

ما یه جفت ناجور بودیم به زور هم که نمیشد بچسبیم به هم. فقط شباهتا ظاهری بود. خوشیا طوری بود که اونا رو میشه با هر کسی تجربه کنم. یعنی خوبیاشو همه دارن اما میتونم کسایی پیدا کنم که بدیاشو نداشته باشم. من کسی رو میخوام که بهم اهمیت بده من واسش مهم باشم نه مثل غیر نامربوط که فقط توجه منو میخواست. هر کلمه که مینویسم یکی از کاراش یادم میاد. اما من زیادی غرق گذشته شده بدم و تو همون زمان مونده بودم به قول خواهرم وقتی میبینی یکی وصله ناجوره سریع ولش کن. تو دنیای گزینه های دیگه ای هم هست. پس بای غیر نامربوط میخواستم که نفرینش کنم اما همین که رفته خدا رو شکر

بره هر چی میخواد سرش بیاد. اون قدر منو نداشت واسمم دیگه مهم نیست. من داشتم خودمو میسوزوندم چون اون یه اشتباهی کرده بود و من میخواسنم تا آخر عمر خودمو تو زندانش بندازم که چی که بگم ......

اما نه همین که رفت خدا رو شکر

دیگه هر چی سرش بیاد بهم مربوط نیست.

میخواد خوشبخت بشه یا بدبخت

میخواد بمیره یا زنده باشه

هیچی مهم نیست

بابای میکنم با بدبختیاش

با محدوددیتاش

با سوء ظناش

با تیکه پروندناش

با دلسوزیاش

با خسیسیاش

با دهاتی کاراش

با اعتماد به نفس بالاش

خدا رو شکر که رفت

دیگه مهم نیست

محو میکنم اونو از صفحه ی ذهنم

اونی که ارزش نداشت یه لحظه بمونه

اما من میخواستم وفادار بمونم و زیاد نشوندمش تو ذهنم

اما خودش نخواست بمونه یعنی قدرشو نداشت

امروز ناراحت نبودم

یعنی کسی که خودش قدرشو نداشت چرا باید ناراحت باشم.

من خوشبخت میشم

یعنی از شرش راحت شدم

مشکلاتمو حل نمیکرد که هیچ بارای دوشمم اضافه میکرد.

منی که باید کار پیدا میکردم غمشو میخوردم و ......

همون بهتر که رفت

رفت و منو از افاده هاش راحت کرد.

گور پدر هر چی غیر نامربوط پر مدعاست.

تف به هر چی از این جور آدماست .

 

هی از روزگار

سلام وجی جون

امروز خیلی بهترم به نسبت دیروز

پریشب اصلا خواب به چشمم نمیومد و فقط دوست داشتم بخوابم

اما امروز صبح که بیدار شدم این حالتو نداشتم

یعنی دیگه دیوونه نبودم

واسم مهمم نبود

اما دیشب خواب بدی دیدم

داشتم از کنار رودخونه گل میکندم

انگاری گل نرگس بود

خار بوته های تمشک چسبیده بودن به چادرم

چادرمو کشیدم و همش نخ کش شدم

افتادم تو رودخونه و چادرم همینطور

به چادرم کلی مار کوچیک چسبیده بود

و چادرمو تکون دارم و مارا ریختن

این روزا خیلی خواب مار میبینم

انواع و اقصامشو میبینم

اولاش که خواب دیده بودم خوردم

این روزا همش میبینم که تو لباسامن مارای خیلی کوچیک

اولش فکر میکنم که طنابه یا جزئی از لباسمه

بعد میافتن پایین و شکل ماره کوچیک میشن

نمیدونم مار کیه

اما احساس میکنم خودمم

که دارم به خودم ظلم میکنم

گاهی اوقات ادم خودش خیلی بهتر از هر کس دیگه ای میتونه خواباشو تعبیر کنه

خدایا آخر و عاقبت منو ختم به خیر کن

دیشب خواب یه نفری که قبلا میشناختمو دیدم

که با یه نفر دیگه بود

و میگفت خوشحاله و منو مسخره میکرد

که فکر کردم کیم و ...

اصلا فکرشو نمیکردم ولی نمیدونم چرا خوابشو دیدم

این روزا شاهد ازدواج خیلیا هستم

صفر تموم شده و ماه عروسی اومده

از خدا خیلی خواستم که آیندم و شریک زندگیم و ... رو پیدا کنم

اما اتفاقی نیفتاد

تا حالا که فقط تو چاله بودم

دیگه طاقت تو چاله افتادنو ندارم

نمیخوام باز برم و عذاب بکشم

ترس تمام وجودمو گرفته

نمیخوام کسی واسم دلسوزی کنه

بیزارم از کسی که خودشو یه پله بالاتر بدونه و بهم ترحم کنه

نمیخوام خوشبختی کسی رو که بهم ظلم کرد و حالا میگه ایشالله خوشبخت شی رو بببینم

 

سلام وجی باز سلام که تو رو فقط دارم که تو فقط همدممی

که تو فقط موندی واسم. باز صبح بیدار شدم و گریه صبحگاهیم شروع شد باز دردام شروع شد نمیدونم کی تموم میشه. اما این آخرش بود فراغ دائمی. فراموشی دائمی. دیگه نباید ببینم. این بزرگترین تنبیهی بود که خدا میتونست بکنه منو .

میدونی چیه تقصیر منه موندم تو گذشته دو سال شده تو یه خاطره گذشته تو یه احساس تو یه کارای بی مزه موندم و هی خیال پردازی کردم هی زنده نگه داشتم اون احساسا رو تو خودم

انگاری همیشه بوده انگاری خیلی میشناسمش

تقصیر منه میدونم وجی درد دارم بغض دارم کی تموم میشه این بغضام کی وجی دارم میمیرم میخوام جیغ بزنم. یه شونه میخوام که دردامو بهش بگم

خدایا باز گریه ها و خیسی بالشتم شروع شده دارم میمیرم

از سادگی خودم در عذابم

تموم شد وجی

دیگه آروم نمیشم باهات

میخوام جیغ بزنم

تا گی بغضمو بخورم

تا کی وجی

 

درد با درمان

سلام وجی باز اومدم

فکر کنم این چند روز زیاد بیام پیشت

خب کسی نیست دردامو بهش بگم

یعنی فایده ای هم نداره دردو گفتن به دیگرانی که مرهم واسه دردای خودشون ندارن چه برسه به من

این دو ماه هی گفتم غیر نامربوط

هی گفتم وصله ناجور

هی خواستم دفعش کنم

هی گفتم میدونم کس دیگه ای رو میتونم تحمل کنم

گفتم همه بجز اون

حالا هم باور دارم به گفته هام

اما باور کن سخته واسم

من اصلا شرایطش رو نداشتم

میخواستم همین موقعیت رو داشته باشم

فقط دردام کم شه

آره وجی

همه چیزو قبول دارم

اما باز تنم سست شده

باز اشتهام کور شده

باز زرد شدم

باز تنم درد میکنه

باز بغض گرفته راه گلومو

باز گردنمنو کج میکنم

وجی بغض دارم

درد دارم

اما نمیشه دیگران رو خفه کرد

وصله ناجور یه ساله فهمیده ناجوره

فقط من مثله کنه میخواستم جورش کنم

همه اینا رو میدونم وجی

اما باور کن سخته

باور کن

خدا کنه قوی باشم

کمکم کن مثل همیشه

 

میگم چرا چند روزی داشتم دیوونه میشدم. به نیروی ماورا اعتقاد دارم. چون آدمایی که اون سرنند و وقتی اتفاقی داره واسشون میافته آدم دلش باخبر میشه. مثل حالا این چند روز من دو ماه بی خیال بودم و امروز بی قرار بی قرار حالا هم فهمیدم حالا هم چند روزی باید بگذره تا باز عادی شه تا باز قراره یه ماهه دو ماهه سه ماهه و غیره نذارم دیگه تموم شد توهم دیگه تموم شد هر چی که بود از این به بعد باید با واقعیات زندگی کنم دیگه نباید اشتباهات قبل رو تکرار کنم. دیگه نباید اشکامو هدر بدم دیگه نباید غصه بخورم دیگه نباید اجازه بدم واسم دل بسوزونن و خودشون برن یه پله بالا بشینن من باید حقمو از این زندگی بگیرم من باید آروم شم باید نفس بکشم!!! من حقمو میگیرم!!!!! اگه فردا حالم خوب نبود میرم بیرون اصلا میرم کلاس یوگا میرم نفس میکشم تو هوای پاکش هوای پاک اونجا نوید رها شدن میده دیگه یاد غیرای نامربوط نمی افتم. خدا جون کمکم کن مگه تو خدام نیستی چطور پس گذاشتی غیر نامربوط من تصاحبت کنه تو رو مال خودش کنه چرا باهام قهر کردی. خدا جون میخوام حقمو بگیرم تو باید کمکم کنی. خدا جون چرا گذاشتی تحقیر شم آخه چرا خدا. واسه چی؟؟؟ من فقط ......

نمیدونم باید سکوت کنم باید صبر کنم که بگذره که زمان بگذره اما قیامت هم هست. میخوام خوب باشم پاک باشم

غیر نامربوط رفت تا ابد

غیر نامربوط مهر نامربوط بودنشو ثابت کرد. هر چند وقتی جوهراش داشت خشک میشد با اشکام خیسش کرد. دردام یادم اومد زخمام یادم اومد. و لحظاتی که نمیخواستم باور کنم نامربوط بودنشو. لحظاتی که دوست داشتم با خیال دوست داشتنش با توهم دوست داشتنم زندگی کنم و نفس بکشم. دو سالی که طی کرد با توهم با یه عشق توهم زده. وجی دردام رو میبینی. زخمام رو میبنی میخوام التیام بدی زخمامو میخوام مرهم بذاری واسم. آخه کسی رو نمیشناسم پاک کنه اثراتش رو واسم. غیر نامربوط فکر میکنه خدا رو تصاحب کرده میگه با خدا آرومم میگه خدا همه کسمه. وجی جون مگه خدا مال من نیست طناب کشیه!!!!!! وجی جون نمیدونم سرنوشت من چی میشه. وجی جون خسته ام از نفس که نفسم رو تقسیم کرده بودم نصف نفسم رفت به پای یک نفس دیگه. وجی جون درد دارم دارم میسوزم. میخوام جیغ بزنم میخوام آه بکشم جیغ میکشم!!! ای کاش میشد وجی جون...

خیلی گریه کردم اما تو نبودی یعنی لعنت کردم به خودم. به غیر نامربوط. به مار دو ساله، به مار سبز، وجی جون مرهم بده بهم. تشنم تشنه ی ...

سلام به وجی خودم

سلام وجی جون خیلی خوابم میاد اما حیفم اومد بهت سلامی نگم اینجا.

از بابت دیشب ممنون باهات حرف زدم خیلی خوب شد

در تعجبم از خودم و از احساسات خودم

دیشب دلم بدجوری دلم واسه غیر نامربوط تنگ شده بود اما امروز اصلا حسی نداشتم در گیر درس و خواب و ...

انگاری تو موقع مشکلات و استرس فقط یه حامی میخوام

اما دیشب رفتم پیش نی نی خودم و نازش کردم و با معصومیتش بهم آرامش داد.

امروزم مقاله فرستادم واسه همایش خدا کنه قبول شه و یه موفقیت هر چند کوچیک باشه. این هفته چند تا مقاله باید آماده کنم و امتحان

بار امتحانا از دوشم برداشته شدن تا حدی

هر چند که خوب ندادم اما گذشت

حالا اگه هم بیفتم تا ترم بعد خبری نیست ازشون.

دنیا گاهی اوقات خیلی غمگینه گاهی اوقات نه

گاهی اوقات طاقت ندارم از کسایی که دوستشون دارم جدا شم.

فعلا بابای چشام داره بسته میشه.

وجی جون باز دلم لرزید دوست دارم گریه کنم.

آخه چرا هی دلم تنگ میشه وجی جون

مگه نگفتم غیر نامربوطو دور میریزم

آخه پس چرا هی دلم میلرزه و دلم تنگ میشه!!!!!!

وجی نمیخوام اینطور باشه

نمیخوام باز خورد شم و یه پوزخند بشنوم

وجی نمیخوام باز له شم

و باز چند ماه تلاش کنم تا اثرش از بین بره

اثر له شدنمو میگم

وجی جون کمکم کن این مراحل گذر طی شه

امتحانام یکی یکی تموم میشه

درسته اگه یکی همرام بود بهتر میشد

اما خب باید خودمو ثابت کنم

وجی جون باهات که حرف میزنم آروم میشم ام اباز هی دلم میلرزه.

تلویزیون میخونه

الله الله

الله تو نگه دارم باش

ای کاش این هفته مدیتیشن باز بود میرفتم و یکم تخلیه میشدم

اما اشکال ندارم وجی جونم اینجا هست

درد دلامو بهش میگم

خودش کمکم میکنه

مرسی وجی جون

که همراهمی

لطفا کمکم کن لرزشای دلم کار دستم نده و باز گزیدگی لبام رو برام به بار نیاره

کمکم کن وجی اخه تا کی بگم چه خرم چه خرم

وجی جون یار تنهاییام

وای وجی باز اون مرضه اومده سراغم باز اون درده باز اون ویرانگره افتاده تو جونم که گاهی اوقتا تو همین حالتا با بی فکری عمل میکنم. وجی جون میخوام داشته باشمت. نمیخوام باز برم پناه ببرم به غیرای نامربوط که هیچ دردی ازم دوا نمیکنن که هیچ دردامم اضافه میکنن. وجی واقعا نمیخوام اینو. من صبرمو میخوام زیاد کنم نمیخوام باز بی گدار به آب بزنم میدونی که یه چند ساله خیلی از این کارا کردم و هی سرمو کوبوندم به دیوار و هی پشیمون شدم و هی پشت دستمو دندون گرفتم و هی گفتم وای و هی گفتم آخ درد دارم و تو اون موقع که افتادم قهر چاه گفتم خدا جون کجایی منو نمیبینی دردامو نمیبینی!!!!!!

آره وجی جون اینطور گذشت بهم. سخت گذشت بهم اما نیمخوام باز اشتباهات قبل رو تکرارکنم این یه مدت که باهات بودم خوب بود. خوش بود نمیخوام باز درد و غمای قبل بیاد سراغم میخوام که دیگه بی فکر و بی فکر و بی فکر فقط عمل نکنم!!!!! میدونم که بعد چوبشو میخورم. اما نمیخوام که دیگه چوب بخورم. باور کن تنم خیلی درد میکنه وجی. تمام تنم زخمه وجی. میدونی که چقدر نیاز دارم که .......... اما خب وجی فعلا باید به خودم متکی باشم فعلا باید خودمو حفظ کنم. وجی دیگه نباید به غیرای نامربوط تکیه کنم اینو فهمیدم که الان دیگه همه تکیه گاه میخوان وقتی ببینن یکی کج شده باید سنگینی بار اونا رو هم تحمل کنن زودی فرار میکنن. آره وجی اینطور شده پس من باید خودمو راست و با استقامت کنم . وجی جون پس خودت همراهم باش که همراه همیشگیم تویی. من فقط تو رو دارم تویی که همیشه باهامی. میدونم اینو وجی جون نمیخوام خطا کنم! اشتباه کنم. میخوام داشته باشمت! باشه وجی جون مهربون.

اوخی بازم مثل همیشه اومدم باهات حرف زدم و راحت شدم نمیدونی آخه خوره گاهی اوقات میافته تو جونم که یعنی چی یعنی غیر نامربوطو میخوای فراموش کنی وجی به چه کارت میاد!!!!!!

آره وجی جون این شیطونه وجودمه که خیلی دوست دارم خفش کنم اما من ضعیفم طود گولشو میخورم وجی جون. پناه میبرم از شر این رضالت به تو. نمیخوام باز غیر نامربوط بهم بخنده. بسه دیگه از بس خندید بهم بسه دیگه از بس کنف شدم وجی. دیگه نمیخوام میخوام که خودم خودم خودمه با استقامت خودمه با اراده باز از نو متولد شه وجی. خواهشا همرام باش و کمکم کن ممنون که باهام میمونی و همرام هستی.

ماه غم تموم شد نمیخوام با دست خودم باز دوباره غم بسازم درسته ماه غم بود اما من ارادمو تو این دو ماه قوی کرده بودم میخوام از این به بعد باز این طور باشه وجی جون دو ماه و نصف مونده که این سالم تموم میشه میخوام کارنامه ی امسالم پربار باشه امسال میخوام با کمک تو رنگینش کنم دیگه منتظر معجزه نمیمونم وجی. دیگه تلاش میکنم. دیگه خودمو تقویت میکنم این دو ماهه باقی مونده تلاش میکنم.

وجی جون مهربون دوستت دارم اگه دوستم داری کمکم کن که بجز تو دست کسی رو نگیرم به کسی تکیه نکنم. گردنمو کج نکنم. با استقامت راه برم. همیشه لبخند به للب باشم پیشونیم پر چروک نباشه دم و باز دم عمیق داشته باشم عمر طالانی با امید به زندگی بالا داشته باشم. کارای خوبی که خدا گفته انجام بدم.

ممنون وجی که هستی

ممنون که خودتو بهم نشون دادی

ممنون که دوستم شدی

خیلی دوست دارم

خیلیییییییییییییی

خیلیییییییییییییییییییی

از وقتی اومدی دیگه تنها نیستم

دیگه ندای تنهایی سر نمیدم

دیگه گریه نمیکنم

دیگه آرامش دارم

ممنون وجیییییییییییییییییی

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوس

خدای من

دقیقا پنج دقیقه از ۱۲ گذشته چند سالیه که این موقع بعد ۱۲ شبمیرفتیم مسجدا در میزدیم!!!! چون تو این ساعت ماههای عزاداری محرم و صفر تموم میشه. انرژی مثبت به آدم منتقل میشه امسال دیگه نرفتیم. خب یه دلیلش این بو که خوندم خرافه است دلیل دیگه اینکه کسی نبود ما رو ببره و ........ دلیل دیگرتر اینکه حال ندارم آرزو کنم!! یه مدت با عطش زیاد هی از خدا خواسته هامو ابراز میکردم ام االان اینطور نیستم. خب زمان زیادی بود منتظر بودم این دو ماه تموم شه دو ماه شد که عهدمو اجرا کردم و سراغ غیر نامربوط نرفتم و گفتم اگه خودشم سراغمو نگیره دیگه باید از ذهنم پاکش کنم خب این دو ماه شد و سراغی نگرفت از این به بعدم اگه نگیره دیگه یعنی تمومه تمومه ذهنمو سفید میکنم یه لوح سفید انگار غیری نبود چطور وقتی یکی میمیره اولش ناراحت میشیم و روزای بعد گریه و زاری و اینکه وای چطور بگذرونم روزا رو بی اون بعد ۴۰ روز آدم آروم تر میشه اما هر چی که میگذره دنیا بدون اون عادی میشه و گاهی وقتا یه زمانی میسه که اصلا دیگه اون میشه خیال و گذشتت دیگه انگاری نبوده. خب اینم همون طوره قبول ندارم که بگم غیر نامربوطو شیطانی کنم تا از بین بره نه برعکس. غیر نامربوط با همه خوبیا و بدیاش حل میشه و میره تو گذشتم با همه اتفاقایی که واسم افتاد. این چند ماهم بهم ثابت شده که من بدون اون میتونم زندگی کنم و لزوما همه مثل هم نیستن و میتونم ادمی و غیری پیدا کنم که مربوط باشه بهم باهاش آرامش داشته باشم آزادی داشته باشم. بارور شم شکوفا شم. احساس بدبختی و بیچارگی نداشته باشم. ماههای بعدیم باید بهتر بگذره چون از این به بعد راهم روشنه. دیگه انتظار تموم شد باید تلاش کنم خودمو بسازم باید تلاش کنم. با تلاش همه چی حل میشه. میتونم خیلی کسارو دوست داشته باشم دلیلی نداره دیوار بچینم دور خودم و عذاب بکشم از این حایلای خود ساخته! من میشکنم همه دیوارا رو و خودمو تافته جدا بافته نشون نمیدم. به امید روزای بهتر و شادتر و قشنگ تر و سفید تر. به امید روزی که همه تاریکیا از بن بره و من شاد شاد باشم نه ظاهری.

این روزا روزای سخت امتحانا و مراحل گذره. باید خوب بگذرونموشن. مثل همیشه احساس میکنم اگه همراه واقعیم تو این روزا همراهم بود راحت تر بود گذروندند این روزا واسم. اما خب حالا که نیست باید بگذرونم و برسم بهش. امروز رفت مکلاس و بسته بود جاده خیلی واسم قشنگ بود نفس کشیدم تو اون مسیر زیبایی خدا رو دیدم و دم و بازدما مو عمیق تر کردم دیگه گردنمو کج نمیکنم دیگه احساس تنهایی نمیکنم احساس میکنم خدا همیشه و همه جا همراهمه . من دوستش دارم و با تمام وجود اینو ابراز میکنم. دیگه هی جیغ و داد نمیزنم  که خدا جون بفرست یکی رو . میخوام با خدا جونم باشم میخوام لذت ببرم از زیبایی های دنیاش. البته گاهی وقتا خیال بافی هم میکنم. ام اخب دوسش دارم مثل همیشه و عاشقشم ای خدایی که تکی و من فقط تو رو دارم و تو هم منو داری و همه بنده هات هستن.

خدا جون دارم به این توانایی که با وجود تو به من داده شده نگاه میکنم تو چقدر خوبی و من چقدر غافل بودم خیلی دوست دارم ای پناه بی پناهان.

بی خیییییییییی

سلام وجی جون بالاخره خاله قرمزه اومد و یکم درد روحی کم شد درد جسمی رو بیخییییی

حالا تا یه ماه دیگه راحتم!!!!

حالا دیگه امتحانا شروع شده و تو عرصه ام

امتحان اول رو که گند زدم به تمام معنا

از ۴سوال یه سوال اونم نصفه نیمه جواب دادم

اگه خودم بخوام به خودم نمره بدم حقم ۲ هست. حالا میگن استاد سابقه انداختن کسی رو نداره نمیدونم چی میشه

زیادم یعنی مهم نیست!!!!!!!!!! من که دیگه خیلی بی خیییییییی هستم

این امتحانم بدم و تحقیقااااا

باز بی تکلیفی میمونه و آزادی الگی و در بند بودن

اما خب درس خوندن خوبه از جهاتی

الکی آدم ادا در میاره که کار دارم وقت ندارم درگیرم!!!!!!

اما وجدانا خوش ترین لحظاته

داره تموم میشه

فردا کلی درس دارم باید خوب بخونم

ای کاش این لحظات خوش درس خوندن این طور نمیگذشت یعنی میذاشتن که خوش بگذره و یاد بگیریم و ما رو درگیر این امتحانا نمیکردن

خب وجی جون از خودم برات بگممممم

گاهی وقتا یکی رو میخوام که باهاش انزژیمو تخلیه کنم

اونم منو محدود نکنه

به همدیگه کمک کنیم که رشد کنیم بالنده شیم!!!!۱

نمیدونم میتونم پیداش کنم یا نه

اما امیدوارم

اما میخوام از جسمم رها شم

البته که پیداش میکنم نمیه گم شدموووووو

البته که پیداش میکنم به همین زودیا

از پشت ابرا در میاد

 

یاورم وجی خطا ممنوع

چند روزه چند تا آهنگ مدیتیشن دانلود کردم خیلی آروم میشم گوش میدم کلا فکر میره کنار

فردا امتحان دارم بی خیال شدم از این امتحانا

این نیز بگذرد

خیر بگذرد

وجی جون کمکم کن باز خطا نرم

بیراهه نرم

باز دارم وسوسه میشما

کجی های قبل رو دارم تکرار میکنم

تو کمکم کن

نداهات رو قطع نکن

اون موشه رو بفرست

اما نه من خوبم

من با تو خوبم

تو با منی

و من به صدات گوش میدم

به ندای درونیت

فرداااا ها در انتظارمن

نمیخوام از واقعیت باز دور شم

میخوام در زندگی جریان داشته باشم

در واقعیت

نه خیال

میخوام پرورش پیدا کنم

میخوام رشد کنم

بزرگ شم

سبک شم

برم بالا

سبک سبک

از جسمم

از هوس

رها شم

رهــــــــــــــــــــــــتای رها

وجی جون تو کمکم کن

فقط خودت

همراهم باش

یاورم باش

 

وای وجی

نمیدونم چرا اینقدر عجولم یهو رفتم یکی رو خواستگاری کردم واسه داداش

تو این لحظه فهمیدم که چقدر سخته پسر بودن و جواب رد شنیدن

واسه اینه که این دور و زمون پسرا دخترا رو وابسته میکنن تا جواب رد نشنون

چقدر کیف داره ناز کردن

حیف که ما دخترا این ناز کردنو خودمون دستی دستی از دست دادیم

یعنی من این کارو کردم

حالا فهمیدم که چقدر خوبه دور بودن و .......

جواب استخاره بد اومد

البته بعد عمل

کپ با وجی خودم در مواقع بحران

سلام وجی جون حالم بده الان

یعنی منتظر خاله قرمزی هستم. اعصابم خورد. فقط دوست داریم یکی رو بزنم این جور موقعا اگه یکی دستم برسه بدجوری اعصابشو خورد میکنم. خدا کنه خاله قرمزی امشب یا فردا بیاد چون من دو روز دیگه امتحان دارم میخوام این اعصاب خوردیم زود تموم شه. چون الان فوق العاده بدبینم الان بیاد راحت میشم چون کل امتحانا از شرش راحت میشم. پس زود بیا و شرتو کم کن!!!!!!

ای خدا چه مصیبتی داریم ما

من که هنوز به این بحران ماهانه عادت نکردم

یه عالمه درس و تحقیق

یه خونه آشفته

...........

خب این جور موقعا یوگا میچسبه

البته از وقتی مدیتیشن رفتم عاشق مدیتیشن شدم

یوگا دیگه حوصله ندارم

البته بیشتر نمیتونم از خواب صبحگاهی دست بکشم

اگه عصرا بود بهتر میشد.

خب وجی فکر کنم بهتره برم خونه رو تمیز کنم

بعد با خیال راحت بیام تایپ کنم تحقیمو

فعلا که آشفتم

بهتره محیط آشفتمو اول روبراه کنم

بعدش آشفتگی ذهنمو

از استاد کمک خواستم واسه تحقیق

نامرد گفت وقت ندارم اعصابمو خورد کرد!!!!!!!۱

بعد درس که عمرا دیگه وقت بذاره

حالا که دانشجو هستم وقت نمیذاره

فدای سرم

باز خودم میمونم و خودم

همه همینن

خب مقصر خودمم که فکر میکردم استثنی هست

هیچ استثنایی نیست همه مثل همن

در نهایت خودمم که واسه خودم میمونم

باید نیازمو از دیگران تهی کنم

و فقط کارهامو واسه خوشنودی خودم انجام بدم نه دیگران

فعلا بابای وجی

اوخی راحت شدم باهات حرف زدم

راحتم کردی

هر وقت میام اینجا باهات کپ کیزنم یه راه حل میدی بهم

بوس بوس وجی یکی یه دونه ی خودم

سلام وجی جون چند روز دیگه امتحانام شروع میشه. فعلا که استرس ندارم یعنی چند روز پیش داشتم اما چون یکم از کارامو پیش بردم استرسم کمتر شده. اما چند روز دیگه باید امتحانا رو خوب بخونم. خدا کنه روزای خوب و بی استرسی باشه. چون موقعیه که هورمای بدنم قاطی پاتی میشه و این جور موقعا یکم اعصابم بهم میریزه. آهان تا یادم نرفته فردا باید عرق کاسنی شاهتره بخرم واسه روزای امتحان خوبه آرامش بده بهم. البته اگه پولم برسه. چون کلی باید جزوه کپی کنم. تولد آبجیم که هست پولم ندارم!!!!!!

ای خدا اگه یه کار داشتم چی میشد!!!!!!!

حالا درسم تموم شد میخوام یه کارایی بکنم. به امید روزهای خوب