برنامه ریزی
هنوز گاهی اوقات جای خالی دفتر خاطرات رو حس میکنم
اما اینجا نوشتن بهتره
چون باعث میشه تایپم سریع تر شه و دفتر بیخودی پر کنم و مطمئن شم که کسی البته منظورم آشناست - نخونه چرت و پرتامو .
خب اینم یه جورشه دیگه
الان نیاز به نوشتن دارم چون فوق العاده ذهنم مشوشه. کلی کار دارم و نمیدونم کدومشو انجام بدم. بیخودی هی اینور و اونور میچرخم و کارای واجبمو موکول میکنم برا روز بعد. نمیدونم چرا وقتی دانشگاه شروع میشه اینطور میشم. الان کلی درس نخونده و تحقیق انجام نداده دارم. فکر بیکاری هم میکنم آرزوی یه کارو دارم و یه خونواده جدید. اینها درگیریای منه
خب میخوام اول از همه ذهنمو خالی کنم
۱-ارائه شنبه که هنوز نخوندم
راه حل: فردا صبح میخونم. خوندن حسابی یعنی باید بلند بلند بخونم و هر چی فهمیدم بنویسم بعدم باز از نوشته های خودم میخونم و خلاصه تر میکنم و در آخر جدول بندی. همه مراحل رو مرحله به مرحله باید برم تا گیج نشم. فردا کارم فقط این میشه. جواب سوالی که استاد گفته در بیارینم میمونه واسه صبح شنبه .
درسای ۱شنبه میمونه واسه صبح ۱شنبه بعد کلاس یوگا. البته تا جایی که امکان داره شب شنبه مروری میکنم و ازشون سوال در میارم تا تو کلاس مطرح کنم
درس دو شنبه هم که فکر کنم کار خاصی باشه.
خب با این اوصاف آشفتی درسام حل شد.
درگیری بعدی ذهنم که فکر کنم کار باشه
خب اینم با زمان حل میشه. فعلا تا جایی در توان دارم باید اطلاعات علمی خودمو بالا ببرم چون حالا اعتماد بنفس آزمون شرکت کردنم ندارم باید زبانمو تقویت کنم. باید زبان بخونم
ایشالله
فکر میکنم اگه این درگیریا حل شه آمادگی تشکیل خانواده هم دارم. پس فعلا نباید بهش فکر کنم
فعلا باید کارای به تعویق انداختمو انجام بدم تا ذهنمو درمان شه.
کلاس یوگام خیلی خوبه واسه این ذهنم باعث آرامشمه. خب برم یکم یوگا سرچ کنم