تعارض
مقاله من و دوستم برا پوستر انتخاب شد. باید برم تهران. اما مثل همیشه تنبلی میکنم و حوصله ندارم که برم این راهو...... بعد دوست داشتم برم خونه دوستم که اون این هفته داره بر میگرده شمال! با داداشم میخواستم برم که اونم میگه با دوستام میخوام برم! حوصله تنها رفتنم ندارم! همکلاسیمم که یکشنبه میاد دانشگاه و من دوست دارم اونو ببینم و حیفم میاد کلاسو تعطیل کنم. اگه شب رو برم دیروقت میرسم و نمیتونم تنها برم خونه خاله. تو یه تعارض چند بعدی گیر کردم. نمیدونم چیگار کنم! حالا تا شنبه پوسترو تحویل میدم ببینم چی میشه.
حالا این چند روز هی باید حساب کتاب کنم ببینم برم یا نرم. دلم یه مسافرت میخواست اما ......
همین طور که اینا رو مینویسم هی میگم برم! بعدش میگم نه نمیرم!
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ ساعت 14:21 توسط روی دیدنی وجی جون
|