چقد وابستگی و وابسته بودن سخته
هر موقع بی خواب میشم و یا صبح زود بیدار میشم و روشتی صبخو میبینم یعنی یه تغییر و یه چالش تو زندگیم رخ داده
دیشب با یه جدایی روبرو بودم یه همسایه خوب و یه دوست خوب از پیشم رفت. هر چند که دلخوش بودم به اینکه این رفتن و جدایی فقط فاصله مکانیه و دید مثبتم این بود که من یه دوست خوب دارم هر جا که باشه.
امروز یه برنامه رو در زندگیم شروع میکنم و نقش محوری رو دارم. من باید قوی باشم و تمرین اعتماد بنفس و خودباوری کنم.
مثل همیشه از خدا میخوام که همراهم باشه تا قوی تر شم. تا همه انسان ها رو دوست داشته باشم اما وابسته نباشم. وابسته به خودم باشم به روحم. نه جسم تحلیل شوندم. خودم رو تقویت کنم تا بالا برم روحم بالا بره. شاید عمر چندانی باقی نمونده باشه
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آبان ۱۴۰۰ ساعت 6:38 توسط روی دیدنی وجی جون
|