وجی وجی
سلام وجی جون اومدم یه سلامی بهت بگم اخه عادت کردم به هم صحبتی باهات خودمونیما با حرف زدن باهات خیلی راحت میشم. تا حالا کجا بودی. فروم چیز خوبی بهم یاد دادا. خوابم میاد اینجام خیلی گشت زدم. فردا صبح اگه ۸ بیدار شدم میرم کلاس یوگا. اما اینطوری که من پیش میرم فکر نکنم برم. فیلم کوتامم نساختم هر چی فکر کردم ایده ای نداشتم. حالا تا فردا وقت هست. اینطوری محدود کرد استاد ما رو سخته. خب یه کم خودمو بریزم بیرون ببینم چمه.
احساس بدی ندارم گاهی وقتا فقط خواب بد میبینم آزارم میده. از اینکه تو فامیل کسی رو دوست خودمون نمیبینم آزار میبینم. از تن خودم گاهی وقتا ناراحت میشم حالا دستام پوسته داده اما وقتی عرق گیاهی میخورم احساس بهتری دارم پس اینو بیخیال. ارائه دارم باید هر وقت میام کامپیوترو روشن میکنم یکم فکر کنم بهش. تا آخر هفته هم باید چکیده مقاله بنویسم. هفته پژوهشم که هیچ کاری نکردم. وای چه تنبلم. نه وجی دعوات میکنه تنبل چیه خیلی هم زرنگی. باشه وجی جون ممنون که هوامو داری. من دیگه خستم حوصله تایپ ندارم ببخشید بابای تا بعد اگه زنده باشم میام باز
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۲ ساعت 1:36 توسط روی دیدنی وجی جون
|